حلال کنیم زندگیمان را؛؛ من باید بین سالهای 1320 تا 1330 جوانی... - http://www.facebook.com/gooderr...
‫حلال کنیم زندگیمان را؛؛ من باید بین سالهای 1320 تا 1330 جوانی میکردم. هر روز دمِ غروب به خانه میرسیدم،از هشتی رد میشدم و به حوضِ لاجوردی کوچکِ میان حیاط که هندوانه ای از صلات ظهر در آن تمرین روی آب ماندن میکرد،میرسیدم. با آب داخل حوض دست و صورت گربه شور میکردم و هندوانه را چرخ میدادم...مادر حوله به دست از بالای ایوانی که دیوارهاش کاهگلی یا اصن اندوده با گِل سفید است منتظر ایستاده،پدر در خانه شاهنامه میخواند و سفره ای نه چندان رنگین میان اتاق تمام زورش را میزند که حواس پرت کند. از همانجا،کنار حوض نشسته،رو به مادر بگویم: "نوکرتم ننه" اصن این قسمت را ولش کن. باید پیراهن سفید میپوشیدم با کت و شلوار مشکی و کفش قیصری،کلاه شاپو بر سر...با رفیقان هر از چندگاهی دُمی به خمره میرساندیم...سه ماه نجسی را تعطیل میکردیم و رمضانمان،رمضان بود و محرم و صفر هم سرِ جای خودشان. باید حجره ای میداشتم و صدای چرتکه آرامم میکرد...مرشد زورخانه محله هنگام ورود،برایم زنگ میزد و برای خرج عروسی و جهیزیه گُل ریزون میکردیم. این اباطیل چیست که میبافم؟ باید همان سالها،مسعود کیمیایی وار چَسبِ سینما میشدم. ولی حالا دارم... - طـیــّب