یه داستان جالب دیگه تعریف کنم. فامیل همسر که تورنتو دیدیمشون، خانومه یک خواهری داشت که وقتی ۱۰-۱۱ ساله ش بوده تو مدرسه توپ به سرش میخوره و به خاطر تشخیص اشتباه دکترها و متوجه نشدن لخته خونی که تو سرش بوده به مرور بیناییش رو از دست میده. با این حال حقوق دانشگاه تهران قبول میشه!
Jan 10, 2015
from
Mehdi Parhizi,
kimyagar,
roshanak,
محمد,
فوژان,
ardvisoor,
MaryaM,
ترومن,
Mehrdad,
Bahar,
دختر همساده,
Morteza Bahmani,
تلخـک,
میـسـم,
مـــمـد ☮,
پژمان,
and
نیالا
liked this
و کلی برای نابیناها کار انجام میده، مثل پیگیری برای تولید دیکشنری و اینجور کارها، یه روزی تصمیم میگیره از ایران بره و برای مستر از دانشگاه کالیفرنیا پذیرش میگیره! آمریکا که میاد با یک جنتلمن آمریکایی که عاشق پشتکار این خانوم میشه آشنا میشه و ازدواج میکنن و الان خوش و خرم دارن برای نابیناها فعالیت میکنن. خلاصه پشتکار این خواهرها برای من خیلی جالب بود
- AidA®
برای مستر هم صنایع غذایی میخونه .اون همه فرمول رو با گوش دادن حفظ میکرده.خیلی اراده میخواد
- AidA®
دمش گرم
- Hamid6
رونوشت به روشنک
- AidA®
ادم از خودش بدش میاد
- فوژان
آیدا مرسی / من از عصری دارم به این موضوع فکر میکنم همونطور که تو فیدم نوشتم. بعد به همین فکر میکردم که آدم تا وقتی دارتش قدرشو نمیدونه / خیلی اراده و همت میخواد مث این خانوم زندگی کنی
- roshanak