رنگارنگ تر از رنگین کمان - https://goldeneverstand.wordpress.com/2013...
در این سه چهار هفته ای که برای آمدن به دانشگاه از قطار استفاده می کنم تفریح جدیدی پیدا کرده ام. واگن اول را سوار می شوم. و همین طور که از سر واگن به ته واگن می روم آدم ها را نگاه می کنم. چه لباسی چه کفشی پوشیده اند؟ آرایش دارند؟ خسته اند؟ خوشحالند؟ با موبایلشان ور می روند؟ اگر با موبایلش مشغولند درحال مطالعه ی چیزی هستند یا تکست بازی می کنند یا موسیقی گوش می دهند؟ بچه دارند؟ بچه شان چه کار می کند؟ با بچه شان چطور رفتار می کنند؟ اگر با کسی هستند با چه لحنی با چه تن صدایی با او حرف می زنند؟ اگر با پارتنرشان هستند چطور با هم حرف می زنند؟ آیا در حال نوازش و بوسه اند یا معمولی کنارهمند؟ وقتی پیاده می شوند دوتایی کنار هم گام بر می دارند یا یکی جلو جلو می رود؟ بعد در هر ایستگاه از واگنی که در آن هستم پیاده می شوم و سریع سوار واگن بعدی که چسبیده به این واگن است می شوم. و باز هم قصه تکرار می شود. این طور روزی حداقل ۱۰۰ تا آدم جدید را ملاقات می کنم، در رفتارشان، رنگ چهره شان، چروک های صورتشان، حالت مویشان، لبخندشان، خستگی شان، حرف زدنشان و … دقیق می شوم و سعی می کنم آن ها را بفهمم. تفاوتشان را... - طـیــّب