(صفر) این، نوشتهای در ستایش حضرت پاساژ - تبارک و تعالی - است. (یک) آهنگسازها وقتی میخواهند از ریتمی به ریتم دیگر بروند یا ملودی را تغییر بدهند، از پاساژ استفاده میکنند. یعنی که در میانهی قطعه، مثلن از شش و هشت میروند به مارش. یا نتی از یک میزان ملودیک را میشکنند و با میزان بعدی همراه میکنند. یا اصلن چند میزان را در سکوت میگذرانند. البته... - https://www.facebook.com/1254188...
Jul 23, 2014
from
(صفر) این، نوشتهای در ستایش حضرت پاساژ - تبارک و تعالی - است. (یک) آهنگسازها وقتی میخواهند از ریتمی به ریتم دیگر بروند یا ملودی را تغییر بدهند، از پاساژ استفاده میکنند. یعنی که در میانهی قطعه، مثلن از شش و هشت میروند به مارش. یا نتی از یک میزان ملودیک را میشکنند و با میزان بعدی همراه میکنند. یا اصلن چند میزان را در سکوت میگذرانند. البته که با مهارت، ظرافت و هنرمندی. که چه بشود؟ که موسیقی به گوش ما شنیدنیتر برسد. که خستهمان نکند. که ملال برنیانگیزد. (دو) در تماشای تئاتر، گاهی لازم است که از فضایی به فضای دیگر، از صحنهای به صحنهی دیگر، یا از فصلی به فصل دیگر برویم. تمهید کارگردان، پاساژ است. با سکوت. با نور. با تاریکی. با صدایی بیرون از صحنه. با اتفاقی متفاوت بر روی صحنه. با پایین آمدن پرده. با گفتن «ده دقیقه آنتراکت» و بیرون کردن تماشاچیان حتی. که نفسی بکشند. که خودشان را باد بزنند. که وسط یک تراژدی، با هم بخندند. که کمی فکر کنند. (سه) رماننویسهای حرفهای که هیچ، بیبیهای قصهگوی قدیم هم عاشق پاساژ اند. که مثلن زاویه دید را تغییر بدهند. یا صحنه را عوض کنند. یا زمان را...
- طـیــّب