داگ هستم، به‌خود‌آور حرفه‌ای - http://piaderou.com/?p=2787
آن چندماه که نه درس می‌خوندم نه کار می‌کردم عاشقانه تلویزیون می‌دیدم. به خودم تلقین کرده بودم که تلویزیون برای زبان خوب است و بدون احساس گناه مزخرفاتش را دنبال می‌کردم. برنامه‌های تلویزیون -حداقل در آمریکا – خیلی کیفیت صبح و عصرش متفاوت است. انگار بعد از پنج برای موفقها برنامه تهیه می‌کنند، صبحها برای لوزرها و دوازده شب برای یالقوزها. برنامه‌های نه تا پنج برای هرنوع لوزری برنامه دارد: لوزر کاری، لوزر روابط انسانی، لوزر ظاهری. بعضی از برنامه‌ها در مورد آدمهایی است که یا دارند دنبال پدر بچه‌شان می‌گردند یا از چهارصد کیلو شده‌اند دویست کیلو، یا ده سال است خانه‌شان را تمیز نکرده‌اند. بقول پیتر گابریل* در ترانه “برنامه بری ویلیامز“: ازیاد بیش از حد ناکارآمدها تنها چیزی است که من برای موفقیت لازم دارم . بین برنامه‌های صبح برنامه‌ای بود بنام موری شو که در درجه دوم سخیف بودن قرار داشت ( رتبه اول را کماکان می‌دهم به یک برنامه‌ای که اسمش را یادم نیست و زنها می‌آمدند روی سن سر یک مرد همدیگر را می‌زدند. گیس هم را می‌گرفتند و همدیگر را خوب کتک می‌زدند. تهیه کننده اصرار داشت که نشان بدهد کرامت... - طـیــّب