آورد به اضطرارم اول به وجود...* - http://baltasar.blogfa.com/post...
در ابتدا خداوندِ خدا زمین را آفرید، و در تنهاییِ کیهانیِ خویش زمین را نگاه کرد. و خداوندِ خدا گفت، «از خاک جانداران را بیافرینم تا خاک ببیند چه کرده‌ام.» و خداوندِ خدا همه‌ی جاندارانی را که بر خاک حرکت می‌کنند بیافرید، که یکی انسان بود. و تنها انسانِ خاکی بود که قدرت تکلم داشت. و انسانِ خاکی بلند شد و نشست، پیرامون خود را نگریست و سخن گفت، و خداوندِ خدا به‌دقت نگاه کرد. انسان پلک زده و مؤدبانه پرسید، «مقصود از این همه چیست؟» و خداوندِ خدا پرسید، «مگر همه چیز باید به هدفی باشد؟» و انسان گفت، «بی تردید.» و خداوندِ خدا گفت، «پس یافتن مقصود از همه‌ی اینها را به تو واگذار می‌کنم.» و دور شد. (گهواره‌ی گربه / کُرت وانه‌گات / برگردان: علی اصغر بهرامی)   photo: Balazs Mohai * برگرفته از رباعیات خیام - طـیــّب