رانده و مانده - http://azarm.persianblog.ir/post...
حلقه علامت است؛ نشانه است؛ تابلوِ پارک‌ْ‌ممنوع است؛ تابلوِ توقّف نکنید؛ زنگِ خطر است؛ علامتِ هشدار؛ علامتِ درغیرِ این‌صورت مسئولیت با شماست دوستِ عزیز. همه‌ی این‌هاست و چیزهای دیگر. یکی را به خاکِ سیاه می‌نشاند و دیگری را از میانِ خاکسترها بلند می‌کند؛ بی‌آن‌که خاکِ خاکستر برای همیشه دست از سرش بردارد. زندگیِ دوگانه دارد؛ مثلِ آدم‌ها که گاهی قناعت نمی‌کنند به داشته‌ها و در طلبِ چیزی ممنوع دست به نابودیِ خود می‌زنند؛ بی‌اعتنا به آینده‌ی محتومی که ادامه‌ی گذشته‌ است؛ گذشته‌ای که دست برنمی‌دارد از سرش. «آن یارویی که گفت ترجیح می‌دهم به‌جای این‌که آدمِ خوبی باشم بخت و اقبالِ بلندی داشته باشم تهِ زندگی را دیده بود. فکر کردن به این‌که خیلی چیزها هست که آدم نمی‌تواند کنترل‌شان کند خیلی ترسناک است. تو یک مسابقه لحظه‌ای هست که توپ می‌خورد به تور؛ ممکن است برود جلو، یا برگردد عقب. اگر بخت و اقبالِ بلندی داشته باشی می‌رود جلو و بازی را برده‌ای؛ شاید هم نرود و بازنده شوی.» همه‌‌ی زندگیِ کریس و عاقبتش را می‌شود در این تک‌گویی خلاصه کرد؛ بخت و اقبالِ بلندش تام را سرِ راهش قرار می‌دهد تا به سرعتِ... - طـیــّب