مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو؛يادم از کشته خويش آمد و هنگام درو؛گفتم ای بخت بخفتيدی و خورشيد دميد؛گفت با اين همه از سابقه نوميد مشو
Judi Abot
liked this
گر روی پاک و مجرد چو مسيحا به فلک؛از چراغ تو به خورشيد رسد صد پرتو؛تکيه بر اختر شب دزد مکن کاين عيار؛اج کاووس ببرد و کمر کيخسرو
- عِمرانــ
آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت؛حافظ اين خرقه پشمينه بينداز و برو
- عِمرانــ