إذا جلست في الظلام بين يدي الله / استعمل أخلاق الأطفال / فالطفل إذا طلب شيئاً ولم يعطه بكى حتى يأخذه / فكن انت هذا الطفل
قالت تردید هل؟ - بن بست
ای بابا. کیه که من و تردید و درک کنه. میگه که وقتی در تاریکی بین دستان خدا نشسته باشم اخلاقم عین بچه‌ها میشه چون یک بچه وقتی یک چیزی را میخواد و به دست نمیاره انقدر زر میزنه تا به دستش بیاره. من الان اون بچه هستم. ظاهرا تردید جون الان در پستوهای مسجد در حال دعا و گریه است - UHU☮
پس چرا لایک نزدی خووو - بن بست
خوووو لایک نداره که گریه و دعا. اگر اینجوریه باید برم دم مسجد و حسینیه هر کی در میاد لایک بزنم بهش - UHU☮
قالت تردید سلام الله علیها حتی! - Tardid
ینی چی اونوخ؟ - رضاراز
اوهو جون. ترجمه ات محشر بود. مخصوصا تیکه اون قدر زر می زنه تا... :)) - Tardid
رضا، ترجمه روون دکتر را بخون. ضمنا دیگه آیا (هل)، خووو، حتی، اونوخ قدیمی شده. الان این مده: رونوشت خاص داره. این فید من هم رونوشت خاص داره حتی - Tardid
منم اولد فشنم تردید جونم...بیا امتحان کن خوشت میاد:)) - رضاراز
اوهو جان قربون شکلت بین یدی الله نمیشه بین دستان خدا میشه نزد خدا :) در ضمن زمان و ضمیر حکایت رو هم عوض کردی مثلن بخش آخرش میگه «پس آن کودک باش» نه «من آن بچه هستم» :دی - آریــوبرزن